خرید بک لینک

1403

سلام حالتون خوبه؟ کسی اینجا هست؟ چندتا وبلاگ سر زدم کامنت ها حذف شدن اینجا دیگه راه ارتباطی نیست ممنونم از کسانی که بازم بعد از این همه سال به یادم بودن. 14سال از روزی که وبلاگ ساختم... رادیو... دوست دارم برگردم به اون روزها... 18 سالگی///
شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۳ | 10:37 AM | دانارت |

.:Weblog Themes By Pichak:.

برچسب: نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:02

شهرزاد: گاهی آدم تو جنگ با خودش، باید اونقد پیش بره که یه ویرونه بسازه از وجودش!!

اون وقت ... از دل اون ویرونه یه نوری ، یه امیدی، یه جراتی، جرقه می زنه ...!

برچسب: امید, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57

عاشق زنی مشوکه می اندیشد،که می داند،که داناست،که توان پرواز دارد،به زنی که خود را باور دارد!عاشق زنی مشو کههنگام عشق ورزیدن، میخندد یا میگرید،که قادر است جسمش را به روح بدل کند،و از آن بیشتر، "عاشق شعر است"!اینان خطرناک ترین ها هستند. . .و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!عاشق زنی مشو کهپر،مفرح،هشیار،نافرمان و جوابده است!پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی؛چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی؛چه با تو بماند یا نه،چه عاشق تو باشد یا نه،از اینگونه زنبازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست! #مارتا_ریورا_گاریدوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57

این وبلاگ خاطرات روزهای کودکی و نوجوانیمه

یک بار این کودک این جگر گوشم رو از تنم جدا کردم و وبلاگ رو پاک کردم اما ارشیوش توی تغییرات بلاگفا برگشت

گه گاهی سر میزنم بهش

شاید این وبلاگ بهم اسیب هایی زده باشه اما ادم ضررهایی که فرزندش بهش میزنه هم دوست داره و با جون دل پذیرفته

#خوشحالم

برچسب: فرزند,مجازی, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57

شب سردیست و من افسرده راه دوریست و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده میکنم تنها از جاده عبور: دور می مانند ز من آدم ها! سایه ای از سر دیوار گذشت! غمی افزود مرا بر غمها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر امد تا با دل من قصه ها ساز کندپنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی ادامه مطلب

برچسب: اولین,پست,وبلاگم, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57


سلام
DANNART(دانارت) نام یک پرنده است...پرنده ای در دنیای فراتر از واقعیت من

تولد خودم13/6/1372
تولد وبلاگ17/4/1389

پرستار

×××××××××××××××

ای دی
goyeatashindaart@yahoo.com

برچسب: پیرهن,وبلاگم, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57

اولین باری که باهم به ساحل رفتیم یادت می آید؟کفش های تابستانه ات را در آوردی..گفتم ماسه ها داغ است ها..میسوزی!گفتی : کِیفش به همین است..وقتی بسوزی مجبور میشوی بِدَوی..!در بیار کفشاتو..به سرعت شروع به دویدن کردی..همینطور که جورابهایم را در می آوردم به طرز دلبرانه ی دویدنت هم نگاه میکردم..پشت سرت شروع به دویدن کردم..رقص موهایت در باد چشم نواز بود..انگاری باد هم شیدای رقصیدن موهایت شده بود و ریتمِ نواختنش را مِلو تر کرده بود!ایستادی..به من نگاه کردی و همانجا نشستی..!ناگهان سکوت سنگینی بینمان شروع به آواز خواندن کرد..هر دو زانو هایمان را بغل کرده بودیم و روی شن های کنار دریا نشسته بودیم..رو به رد ادامه مطلب

برچسب: ساحل, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57

چهار سال دیگه هم گذشت.چهار سالی که از بچگی واسه من خیلی مهم بود.خیلی.همه روزامو با فکر این چهار سال میگذروندم.امتحانای مدرسم رو با فکر این چهار سال میخوندم.انگیزم فقط این چهار سال بود.چهار سالی که قراره اینده ی کاریم رو مشخص کنه.و خیلی اتفاقای دیگه توش بیفته.4 سالی که دیگه هیج وقت تکرار نمیشه یعنی دیگه هیچ وقت20 سالگی تکرار نمیشه.و چه سخته دلتنگ 20 سالگیت بشی.بد یا خوبشو نمیدونم.همیشه میشد بهتر باشه اما هرچی که بود مطمئنم روزای خوبی بود.میدونم هر مقطع از زندگی خوبیای خودشو داره.هر مقطعش میتونه بهترین روزای عمرت بشه.اما 20 سالگی و کارشناسی یه دوره منحصر ب فرده که حتی اشتباهاتشم شیرینه. مثل همیشادامه مطلب

برچسب: فارغ,تحصیلی, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:57

دوباره زنده شدمبعد از این همه مردنبه خانه آمدم بعد از این همه تبعیددوباره پنجره ام بعد از این همه دیواربه اعتماد چشم تو بعد از این همه تردیدشبیه مرهمی که روانه است تمام زخم های مرا بردیمرا گرفتی از من تنها به دست شعر سپردینفس نکشیده ام پیش از تو هوا اگر هوای تو باشدغزل نمیشنوم بعد از تو صدا اگر صدای تو باشد...متن ترانه علیرضا قربانی #تعطیلات میان ترم # هفته دیگه امتحان #دلتنگی برای وبلاگ # نداشتن حرف و سکوت ادامه مطلب

برچسب: دوباره زنده شدم, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:41

میزکهنه

دلت چرا گرفته است؟

مرا هم دور می اندازند

دو سوی تو را گرفته اند

دو سوی مرا هم خواهند گرفت

به آغوش می آورند

به دوش می برند

زندگی همین است...

برچسب: چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی,دلم چرا گرفته,چرا دلت گرفته,چیه چرا دلت گرفته,چرا گرفته دلت مثل اینکه,چرا گرفته دلت مثل اینکه تنهایی,چرا گرفته دلت سهراب سپهری,چرا گرفته دلت مثل,چرا گرفته دلت,سهراب,چرا گرفته دلت مثل آنكه تنهايي, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:40

تو بیایی همه ساعت ها و ثانیه ها

از همین روز ،همین لحظه ، همین دم ، عیدند...

برچسب: تو بیایی همه ثانیه ها,تو بیایی,تو بیایی عید است,تو بیایی همه ثانیه ها ساعت ها,وقتی تو بیایی,اگر تو بیایی,چون تو بیایی,گفتم تو بیایی غم دل,کاش تو بیایی,تو که بیایی, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:40

ای دگرگون گر دل هـــــا و دیده هـــا
ای گرداننده ی چرخ روزان و شبـــان
ای بهبودبخش روزگار مردمان و زمین
کامم را به بهروزی و بخت یاری بگردان

سال نو مبارک دوستان

برچسب: 1395,1395 brickell avenue,13950 brandywine road,13950 brandywine rd,1395 south marietta parkway,1395 lexington ave,13951 north scottsdale road,1395 washington st,boston,13951 n scottsdale rd,1395 kelton ave, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:40

بانو...
سیاهی "چشمانت"
برایم تداعی کننده شب است...
شبی دلفریب
میان دشتی پر از یاس سفید...
امشب..
طبق قرار همیشگی
راس ساعت "صفر عاشقی"
منتظرم باش
من زنده ام ب همین قدم زدن های گاه ب گاه در دشت زیبای چشم هایت...

برچسب: چشم هایت,چشم هایت کنار ماشین ها,چشمهایت را دوست دارم,چشمهایت را ببند,چشمهایت وزیر پیشنهادی علوم,چشمهایت وزیر پیشنهادی علوم اند,چشمهایت را نبند,چشمهایت عقیق اصل یمن,چشم هایت را,چشمهایت شروع واقعه بود, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:39

گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سالها بوسه و گریه، شکوه لحظهی دیدار... فکرش را بکن! سایهها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن! ابر باشم تا که ماه نقرهای را در تنم پنهان کنم دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن! خانهی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن! از سماور، دستهایت چای و از ایوان، لبانت قند را... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکادامه مطلب

برچسب: فكرش را بكن, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:39

دو هفته هم از شروع کارورزی در عرصه گذشت،همه چیز خیلی زود اتفاق افتاد، چشم روی هم گذاشتیم سه سال درس و دانشگاه هر روز 8 صبح ها،استرس و نگرانی ها،مشکلات دانشگاه و خوابگاه، ازین ساختمون ب اون ساختمون دویدن ها برای کارای اداری تموم شد.. اما همش خاطره شد.در کنارش خاطرات خوبی از کلی دوست های جدید و ادمای مختلف و هم کلاسی ها و هم خوابگاهی ها موند برام. بعضیا گلچین شدن. خیلیا در حد آشنایی موندن.از بعضیا فقط خاطرات بد ب جا موند.از دوستای نزدیکم هر لحظه با ثبت عکس و خاطره همراه بود.اما الان یه سال یا فصل جدید از زندگیم شروع شده. سال آخر دوره کارشناسیمه و دیگه خبری اادامه مطلب

برچسب: فصل تازه گوگوش,فصل تازه گوگوش mp3,فصل تازه 320,فصل تازه,فصل تازه احسان خواجه امیری,فصل تازه عماد,فصل تازه خواجه امیری,فصل تازه هلن,فصل تازه گوگوش شعر,فصل تازه پریچهر, نویسنده: بهراد زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 9:39

صفحه بندی